دل نوشت قلم تنهایی من - 38
گفتندلطافت کافیست ، سنگ شو
سنگ شدم ، آن هم صبورش
با تیشه به جانم افتادند
کوه نبودم ، خرد شدم
چه حکایت عجیبیست این روزگارِ غریب
سنگ بودن هم دیگر بی فایدست
باید نیست شوی تا آرام گیرند
+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 0:27 توسط Xota Xota
|
سیگار بعدی را روشن میکنم