دل نوشت قلم تنهایی من - 33
شب های تنهاییم رنگ اشک هایم را گرفته است
باید تحمل کنم
تمام قطرات اشکم صبر می شوند تا صبور باشم
تا با تمام نا ملایمات و بد رفتاری ها مدارا کنم
شاید اشتباه کرده ام
شاید قفسم را اشتباه بر گزیدم
اگر این چنین باشد یک عمر نفسم را بر باد داده ام
آه فروغ کجایی که شعر هایت رنگ و بوی حال بد این روز های من را دارند
هدایت کجایی که قصه ی غصه های من را بنویسی
همگان بیایید که دیگر امیدی ندارم ، بیایید و پایانم را تماشا کنید
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 23:34 توسط Xota Xota
|
سیگار بعدی را روشن میکنم