پاریس من

شهر رویاهای من

روزی به تو خواهم پیوست

و دیگر رویاهایم را به رود خروشانت

به آن "سن"ِ آرزوهایم

می سپارم؛

تا تنها من و تو و دوربینم باقی بمانیم!


سلامم را به تاریخت برسان

از شکوه "ایفل" تا عشق "شانزلیزه"

از کافه "فلور" تا گورستان "پر لاشز"

روزی تمامیتان را در آغوش می گیرم

آن روز دور نخواهد بود.


آن روز که با هم افسانه ی "نادار" را تکرار خواهیم کرد!

روزی که "دویسنو"یی دیگر بوسه های خیابانت را زمزمه کند و آن من باشم!

شکوهت را به رخ همگان خواهم کشید.

منتظرم بمان.

تو را خواهم بوسید!