دل نوشت قلم تنهایی من - 3
و آغازی دیر هنگام
زمانش دیر شده است
یک سفر به بلندای دو مرز
و کوتاهی یک چشم بر هم نهادن
سفری برای رهایی از حقیقت
و شاید شروع یک ترانه ی جدید
اما
شاید وقتی دیگر
شاید وقتی دیگر ، فکری دیگر ، قلبی دیگر ، رویایی دیگر ، خواب و کابوسی دیگر
شاید رسد
سحری دیگر ، بامدادان ، پاسخی پیچد در جانم
پس شما را بدرود
تا سحرگاه دگر
اگرش باشد
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:26 توسط Xota Xota
|
سیگار بعدی را روشن میکنم