دیگر نوشت 2
تازگی ها از بعدِ رفتنت
با قرص میخوابم
بیزارم از خوابهای الکی ، بیزار
یکی با پوزخند گفت به بیداریهایت میآید
تازگیها
ودکا را با شیشه میخورم
استکان دیگر جواب نمیدهد
تازگیها با خودم حرف میزنم از تو ، از وفایت ، یک رنگیت ، خنده دار است یکرنگی
دچارِ جنون شده ام
جنون ،
دیوانگیکاش هرگز تورا نمی دیدم
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 3:6 توسط Xota Xota
|
سیگار بعدی را روشن میکنم