تازگی ها از بعدِ رفتنت

با قرص می‌خوابم

بیزارم از خواب‌های الکی‌ ، بیزار

یکی‌ با پوزخند گفت به بیداری‌هایت می‌‌آید

تازگی‌ها

ودکا را با شیشه می‌‌خورم

استکان دیگر جواب نمی‌‌دهد

تازگی‌ها با خودم حرف میزنم از تو ، از وفایت ، یک رنگیت ، خنده دار است یکرنگی

دچارِ جنون شده ام

جنون ، 
دیوانگی

کاش هرگز تورا نمی دیدم