دل نوشت قلم تنهایی من - 2
زندگی در کنار دزدانی که روشنی روز را ربوده و پرده ی سیاه خیمه شب بازی ستارگان در ظلمات غمگین شب را بر چشمان پاک او کشیده اند ، دشوار بود
کوله بارش را جمع می کرد ، یک شیشه اشک ، ظرفی از نور و اندکی امید
و دل به تاریکی شب زد تا شاید در میان رقص آن همه ستارگان پوچ ، ماه خود را پیدا کند
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:25 توسط Xota Xota
|
سیگار بعدی را روشن میکنم